دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴ | ۱۰:۵۷ ۷ بازديد
اما باید اعتراض کنم که اگر برای یک انسان غیرممکن است دعا که محصولات کار دعا خود را پیشبینی کند و از قبل آنها را به کار گیرد، کاملاً ممکن است که محصولات آنچه شخص دیگری قبلاً به دست آورده است را پیشبینی کند و به مؤثرترین شکل از آنها جادو و طلسمات استفاده کند. تنها غیرممکن در این فرضیه این است که طلسم شخص دیگری دوباره بتواند محصول خود را به دست آورد. این گفته باید به عنوان یک اصل پذیرفته شود، زیرا نیازی به اثبات ندارد. شما خودتان دلارهایی داشتهاید که به این شکل تصاحب شدهاند، اینطور نیست؟ و از بین تمام دعانویس دماوند عادتهایی که معمولاً باعث تضعیف روحیهی مرد طلسم نویس میشوند، این عادت قرض گرفتنِ بیهدف بدترین آنهاست.
این عادت، آخرین جوانههای مردانگی را زودتر از هر چیز دیگری که من میشناسم از روح میزداید. این یکی از پستترین رذایل جامعه و یکی از شایعترین رذایل در میان طبقهی خاصی از مردان جوان است. من نمیگویم هر کسی که از دوستی پول قرض میگیرد بدون اینکه وثیقهای ارائه دهد، آدم بیعرضهای است. چنین حرفی ممکن است کمی اغراقآمیز باشد. من فقط ادعا میکنم که همیشه اینطور بودهام! آقای برایت بدون تردید ده دلاری را که در فصل قبل از آن صحبت شد به «داد» داد. اما افسوس، بیچاره، او هنوز از این واقعیت دعانویس نسیم شهر غافل بود که هر کسی که به فردی در شرایط فعلی «داد» کمک کند، به آن فرد بیشتر ضرر میرساند تا سود.
در این نقطه، هر مقدار جریان نامعقول سبک وجود دارد. ببینید که روش در این مورد چگونه طلسم نویس کار میکند. «داد» واقعاً وقتی خانه آقای برایت را ترک کرد، قصد داشت بهتر عمل کند. افرادی که در این شرایط هستند، همیشه قصد دارند بهتر عمل کنند. او به دوستش قولهایی داده بود و امیدوار بود به آنها عمل بهترین دعانویس شهر کند. با این حال، برای موفقیت در چنین شرایطی به چیزی بیش از امید نیاز است. من به هیچ وجه نمیگویم وقتی یک مست تعهدنامه را امضا میکند، همیشه دروغ میگوید و قصد ندارد به آن عمل کند. دعانویس ری برعکس، فکر میکنم بخش عمدهای از کسانی که نام خود را با دستان لرزان مینویسند، در زمان نوشتن، واقعاً قصد دارند به تمام وعدههای خود عمل کنند.
اما معمولاً وقتی دادگاه فرا میرسد، نظرشان عوض میشود و میگویند: «این دفعه را حساب نکن!» این گفته غمانگیز است، اما بهشدت حقیقت دارد. دلیلی برای آن وجود دارد. و دلیل اصلی این است که طلسم نویس این «بدبختها»، همانطور که نامیده میشوند، عادت میکنند که در حالی که باید روی پاهای خود راه بروند، حمل شوند. مست شما همیشه انتظار همدردی، کمک و حمایت دارد. او به شما تکیه میدهد؛ روی شما دراز میکشد. او از طلسم بدبختی، بیماری یا چیزی شبیه به آن التماس میکند و خود را قربانی فقیر و ضعیف دعانویس ورامین شرایط جلوه میدهد. او درخواست کمک میکند، آن هم از نوعی که بیشتر به نفع خودش است.
او نباید چنین چیزی را دریافت کند. او باید کمکی بهترین دعانویس شهر دریافت کند، اما از نوعی که باعث شود به خودش کمک کند. زیرا وقتی چنین شخصی صرفاً توسط دیگری کمک میشود، خودش درمانده میشود و وضعیت نهایی آن شخص از وضعیت اولیهاش بدتر خواهد بود. «داد» ویور هم همینطور بود. لطف و محبت آقای برایت واقعاً به او آسیب رسانده بود. او به این ترتیب توانسته بود برای چند هفته پول دربیاورد و از آنجایی که فقط برای لحظهای جادو و طلسمات زندگی میکرد، این «تسهیل» او را در زندگی سطح پایینش نگه دعانویس قرچک میداشت. این مطالعهای یک عمر است که چگونه میتوان با افرادی در شرایط او عادلانه رفتار طلسم کرد.
اگر به حرف من شک دارید، دعا امتحانش کنید. متقاعد خواهید شد. «داد» قصد داشت بعد از ترک رستوران آقای برایت، اوضاع را بهترین دعانویس شهر بهتر کند. اما او مستقیماً به مرکز شهر رفت و برای تجدید قوا، نوشیدنیای نوشید. این هم رایج بهترین دعانویس شهر است. دو روز پس از این ماجرا بود که مرد جوان بار دیگر برای توسل دعا به نیکوکارش آمد. او دوباره دچار مشکل شده بود و طبق قانونی که اشاره کردم، برای رهایی به منبعی که قبلاً از آن کمک رسیده بود، مراجعه کرد. هیچ سابقهای وجود ندارد که نشان دهد یک مرد تا چه مدت میتواند از مهربانی یک دوست سوءاستفاده کند.
گاهی اوقات مرگ به تنهایی پایان ماجرا است. اما آقای برایت مردی نبود که وقتی اوضاع را درک کرد، بتوان با او شوخی کرد. او داستان «داد» را با انزجار شنید.
این عادت، آخرین جوانههای مردانگی را زودتر از هر چیز دیگری که من میشناسم از روح میزداید. این یکی از پستترین رذایل جامعه و یکی از شایعترین رذایل در میان طبقهی خاصی از مردان جوان است. من نمیگویم هر کسی که از دوستی پول قرض میگیرد بدون اینکه وثیقهای ارائه دهد، آدم بیعرضهای است. چنین حرفی ممکن است کمی اغراقآمیز باشد. من فقط ادعا میکنم که همیشه اینطور بودهام! آقای برایت بدون تردید ده دلاری را که در فصل قبل از آن صحبت شد به «داد» داد. اما افسوس، بیچاره، او هنوز از این واقعیت دعانویس نسیم شهر غافل بود که هر کسی که به فردی در شرایط فعلی «داد» کمک کند، به آن فرد بیشتر ضرر میرساند تا سود.
در این نقطه، هر مقدار جریان نامعقول سبک وجود دارد. ببینید که روش در این مورد چگونه طلسم نویس کار میکند. «داد» واقعاً وقتی خانه آقای برایت را ترک کرد، قصد داشت بهتر عمل کند. افرادی که در این شرایط هستند، همیشه قصد دارند بهتر عمل کنند. او به دوستش قولهایی داده بود و امیدوار بود به آنها عمل بهترین دعانویس شهر کند. با این حال، برای موفقیت در چنین شرایطی به چیزی بیش از امید نیاز است. من به هیچ وجه نمیگویم وقتی یک مست تعهدنامه را امضا میکند، همیشه دروغ میگوید و قصد ندارد به آن عمل کند. دعانویس ری برعکس، فکر میکنم بخش عمدهای از کسانی که نام خود را با دستان لرزان مینویسند، در زمان نوشتن، واقعاً قصد دارند به تمام وعدههای خود عمل کنند.
اما معمولاً وقتی دادگاه فرا میرسد، نظرشان عوض میشود و میگویند: «این دفعه را حساب نکن!» این گفته غمانگیز است، اما بهشدت حقیقت دارد. دلیلی برای آن وجود دارد. و دلیل اصلی این است که طلسم نویس این «بدبختها»، همانطور که نامیده میشوند، عادت میکنند که در حالی که باید روی پاهای خود راه بروند، حمل شوند. مست شما همیشه انتظار همدردی، کمک و حمایت دارد. او به شما تکیه میدهد؛ روی شما دراز میکشد. او از طلسم بدبختی، بیماری یا چیزی شبیه به آن التماس میکند و خود را قربانی فقیر و ضعیف دعانویس ورامین شرایط جلوه میدهد. او درخواست کمک میکند، آن هم از نوعی که بیشتر به نفع خودش است.
او نباید چنین چیزی را دریافت کند. او باید کمکی بهترین دعانویس شهر دریافت کند، اما از نوعی که باعث شود به خودش کمک کند. زیرا وقتی چنین شخصی صرفاً توسط دیگری کمک میشود، خودش درمانده میشود و وضعیت نهایی آن شخص از وضعیت اولیهاش بدتر خواهد بود. «داد» ویور هم همینطور بود. لطف و محبت آقای برایت واقعاً به او آسیب رسانده بود. او به این ترتیب توانسته بود برای چند هفته پول دربیاورد و از آنجایی که فقط برای لحظهای جادو و طلسمات زندگی میکرد، این «تسهیل» او را در زندگی سطح پایینش نگه دعانویس قرچک میداشت. این مطالعهای یک عمر است که چگونه میتوان با افرادی در شرایط او عادلانه رفتار طلسم کرد.
اگر به حرف من شک دارید، دعا امتحانش کنید. متقاعد خواهید شد. «داد» قصد داشت بعد از ترک رستوران آقای برایت، اوضاع را بهترین دعانویس شهر بهتر کند. اما او مستقیماً به مرکز شهر رفت و برای تجدید قوا، نوشیدنیای نوشید. این هم رایج بهترین دعانویس شهر است. دو روز پس از این ماجرا بود که مرد جوان بار دیگر برای توسل دعا به نیکوکارش آمد. او دوباره دچار مشکل شده بود و طبق قانونی که اشاره کردم، برای رهایی به منبعی که قبلاً از آن کمک رسیده بود، مراجعه کرد. هیچ سابقهای وجود ندارد که نشان دهد یک مرد تا چه مدت میتواند از مهربانی یک دوست سوءاستفاده کند.
گاهی اوقات مرگ به تنهایی پایان ماجرا است. اما آقای برایت مردی نبود که وقتی اوضاع را درک کرد، بتوان با او شوخی کرد. او داستان «داد» را با انزجار شنید.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا