چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۱۵:۱۴ ۷ بازديد
کنیم. «خیاط» اولی اغلب به خاطر بیان و وقارش مورد ستایش قرار گرفته است. این نگرش به طرز لذتبخشی از حرفه او قابل توجه است، اما بدون جادو و طلسمات کمترین تأکید مبتذل؛ و در مورد وکیل نیز همینطور است. در این پرترهها میآموزیم که وقار و شایستگی متعلق بهترین دعانویس شهر به همه طبقات و شرایط است. لباسها تا حد زیادی در بیان نقش دارند. چه زمانی انسانهای مدرن ما این واقعیت را تشخیص خواهند داد که یک پرتره باید روشنفکرانه باشد ، چه در سهم نقاش و چه در سهم مدل؟ در نمایشگاههای آکادمی، شهرداران، مردان شهر، نمایندگان مجلس و دیگران را میبینیم که طبیعت به آنها بخشهایی از یک تیپ پولدار سطح پایین را دعانویس ماکو بخشیده است.
به تصویر کشیدهاند. مدل تمام تلاش خود طلسم نویس را کرده است تا باوقار و «مانند یک جنتلمن» به نظر برسد. با این حال، این تصویر او نیست . اما بهترین دعانویس شهر اگر این مرد را در دفتر حسابداریاش و در کنار کارمندانش در شرایط بحرانی ببینیم، او را سرزنده، آماده و مصمم خواهیم یافت، چهرهاش برق میزند و ابتذال پستش ناپدید میشود. مورونیهای شما و دیگران این راز را کشف کردهاند. در اتاق بزرگ، چند بوم نقاشی بزرگ از پائولو ورونزه وجود دارد: «اسکندر خانواده داریوش را به حضور میپذیرد» و آثار دعانویس شاهین دژ دیگر؛ اما بازدیدکننده با کمی ناامیدی از لحن نسبتاً بهترین دعانویس شهر کسلکننده آنها روی برمیگرداند.
هر کسی که «عروسی قانا»ی باشکوه و درخشان را در موزه لوور دیده باشد، برای قضاوت آینده طلسم لوس شده است. آن صحنه باشکوه و درخشان و پرجنبوجوش، به نظر میرسد کار استاد دیگری باشد. میتوانستم بیشتر در مورد این مضامین جالب صحبت کنم و فقط به برخی از شاهکارهای بزرگی که در اینجا گردآوری شدهاند اشارهای داشته باشم. اما گفتن این که بازدیدکنندهای که اصولی مشابه آنچه ما به طور ناقص بیان کردهایم را مطالعه کرده است، در بازدید از یک گالری تصاویر، لذتی جدید و غیرمنتظره خواهد دعانویس نقده یافت، گزافه نیست.{68} فصل هشتم. سر جان ونبرو و خیابان سنت مارتین.
منعجیب است که بیشتر معماران بزرگ لندن اهل اسکاتلند بودهاند. در میان این افراد، برجستهترینها چمبرز، طراح خانه سامرست، کمپبل، رنی، گیبس و برادران آدام هستند. همه اینها ردپای خود را بر این شهر بزرگ گذاشتهاند. خانواده بری ایرلندی بودند؛ پوگین و ونبرو از تبار خارجی؛ در حالی که اینیگو جونز ولزی بود. با این حال، رن از بقیه برتر است جادو و طلسمات و او انگلیسی بود. ونبرو شخصیت جالبی بود و آثار پراکنده او در لندن و حومه آن فراوان است. این مرد درخشان طلسم نویس به ندرت به اعتبار کاملی که شایسته دعانویس پیرانشهر استعدادهای بیشمار جادو و طلسمات و همهکارهاش است، دست یافته است، زیرا او در حداقل پنج حرفه فعالیت بهترین دعانویس شهر داشت.
او سرباز، نمایشنامهنویس و مدیر بود؛ معمار و منادی نیز بود: و البته شوخطبع و شاعر بودنش را هم نباید فراموش کرد. نمایشنامههای او، «عود»، «کنفدراسیون»، «زن تحریکشده» و «شوهر دعا تحریکشده» از جمله آثاری هستند که کتابخانه هیچ جنتلمن تئاتری نباید از آنها بیبهره باشد. عمارتهای بزرگ او در بلنهایم و کسل هاوارد، بناهای یادبود مهارت او هستند و افسانههای او توسط پوپ برتر از افسانههای لا فونتین در نظر گرفته میشدند. در سربازی و مدیریت او چندان موفق نبود، اگرچه طلسم به اندازه کافی دعانویس هادیشهر متقاعدکننده بود که از اشراف و اشراف 30000 پوند برای ساخت یک اپرا در هیمارکت، دقیقاً در مکانی که تئاتر اعلیحضرت اکنون در آن قرار دارد، دریافت طلسم نویس کند.
وقتی این تئاتر تمام شد، به سختی کلمهای شنیده میشد و صدای جادو و طلسمات بازیگران مانند زمزمههای آرام و موجدار بود. با این حال، هدف طراح، تجهیز فضای داخلی برای موسیقی و اپرای ایتالیایی بود؛ و از ذکاوت فیپسها و امدنهای ما میگذشت که ساختمانی را فراهم کنند که به طور یکسان برای بازیگری و آواز بهترین دعانویس شهر مناسب باشد. به نظر میرسد سرنوشت هر معمار برجستهای که «مأموریت» ساخت یک ساختمان عمومی عظیم را دعا دریافت میکند، این است که از سوی مقامات با سختیها و رفتارهای ناشایست مواجه شود. در مورد رن، بری، استریت و بالاتر جادو و طلسمات از همه، ونبرو که مجبور شد به دادگاه برود، چنین بود.{۶۹}مارلبوروها برای دریافت حقالزحمهاش از او شکایت کردند.
پیمانکاران و کارگرانی که نمیتوانستند هیچ پولی از خانواده یا دولت دریافت کنند، طلسم نویس از او شکایت کردند. داستان این آزار و اذیت را میتوان در مقالات عجیب و غریب ونبرو یافت. جالبتر اینکه، همانطور که نویسنده اخیراً متوجه شد.
به تصویر کشیدهاند. مدل تمام تلاش خود طلسم نویس را کرده است تا باوقار و «مانند یک جنتلمن» به نظر برسد. با این حال، این تصویر او نیست . اما بهترین دعانویس شهر اگر این مرد را در دفتر حسابداریاش و در کنار کارمندانش در شرایط بحرانی ببینیم، او را سرزنده، آماده و مصمم خواهیم یافت، چهرهاش برق میزند و ابتذال پستش ناپدید میشود. مورونیهای شما و دیگران این راز را کشف کردهاند. در اتاق بزرگ، چند بوم نقاشی بزرگ از پائولو ورونزه وجود دارد: «اسکندر خانواده داریوش را به حضور میپذیرد» و آثار دعانویس شاهین دژ دیگر؛ اما بازدیدکننده با کمی ناامیدی از لحن نسبتاً بهترین دعانویس شهر کسلکننده آنها روی برمیگرداند.
هر کسی که «عروسی قانا»ی باشکوه و درخشان را در موزه لوور دیده باشد، برای قضاوت آینده طلسم لوس شده است. آن صحنه باشکوه و درخشان و پرجنبوجوش، به نظر میرسد کار استاد دیگری باشد. میتوانستم بیشتر در مورد این مضامین جالب صحبت کنم و فقط به برخی از شاهکارهای بزرگی که در اینجا گردآوری شدهاند اشارهای داشته باشم. اما گفتن این که بازدیدکنندهای که اصولی مشابه آنچه ما به طور ناقص بیان کردهایم را مطالعه کرده است، در بازدید از یک گالری تصاویر، لذتی جدید و غیرمنتظره خواهد دعانویس نقده یافت، گزافه نیست.{68} فصل هشتم. سر جان ونبرو و خیابان سنت مارتین.
منعجیب است که بیشتر معماران بزرگ لندن اهل اسکاتلند بودهاند. در میان این افراد، برجستهترینها چمبرز، طراح خانه سامرست، کمپبل، رنی، گیبس و برادران آدام هستند. همه اینها ردپای خود را بر این شهر بزرگ گذاشتهاند. خانواده بری ایرلندی بودند؛ پوگین و ونبرو از تبار خارجی؛ در حالی که اینیگو جونز ولزی بود. با این حال، رن از بقیه برتر است جادو و طلسمات و او انگلیسی بود. ونبرو شخصیت جالبی بود و آثار پراکنده او در لندن و حومه آن فراوان است. این مرد درخشان طلسم نویس به ندرت به اعتبار کاملی که شایسته دعانویس پیرانشهر استعدادهای بیشمار جادو و طلسمات و همهکارهاش است، دست یافته است، زیرا او در حداقل پنج حرفه فعالیت بهترین دعانویس شهر داشت.
او سرباز، نمایشنامهنویس و مدیر بود؛ معمار و منادی نیز بود: و البته شوخطبع و شاعر بودنش را هم نباید فراموش کرد. نمایشنامههای او، «عود»، «کنفدراسیون»، «زن تحریکشده» و «شوهر دعا تحریکشده» از جمله آثاری هستند که کتابخانه هیچ جنتلمن تئاتری نباید از آنها بیبهره باشد. عمارتهای بزرگ او در بلنهایم و کسل هاوارد، بناهای یادبود مهارت او هستند و افسانههای او توسط پوپ برتر از افسانههای لا فونتین در نظر گرفته میشدند. در سربازی و مدیریت او چندان موفق نبود، اگرچه طلسم به اندازه کافی دعانویس هادیشهر متقاعدکننده بود که از اشراف و اشراف 30000 پوند برای ساخت یک اپرا در هیمارکت، دقیقاً در مکانی که تئاتر اعلیحضرت اکنون در آن قرار دارد، دریافت طلسم نویس کند.
وقتی این تئاتر تمام شد، به سختی کلمهای شنیده میشد و صدای جادو و طلسمات بازیگران مانند زمزمههای آرام و موجدار بود. با این حال، هدف طراح، تجهیز فضای داخلی برای موسیقی و اپرای ایتالیایی بود؛ و از ذکاوت فیپسها و امدنهای ما میگذشت که ساختمانی را فراهم کنند که به طور یکسان برای بازیگری و آواز بهترین دعانویس شهر مناسب باشد. به نظر میرسد سرنوشت هر معمار برجستهای که «مأموریت» ساخت یک ساختمان عمومی عظیم را دعا دریافت میکند، این است که از سوی مقامات با سختیها و رفتارهای ناشایست مواجه شود. در مورد رن، بری، استریت و بالاتر جادو و طلسمات از همه، ونبرو که مجبور شد به دادگاه برود، چنین بود.{۶۹}مارلبوروها برای دریافت حقالزحمهاش از او شکایت کردند.
پیمانکاران و کارگرانی که نمیتوانستند هیچ پولی از خانواده یا دولت دریافت کنند، طلسم نویس از او شکایت کردند. داستان این آزار و اذیت را میتوان در مقالات عجیب و غریب ونبرو یافت. جالبتر اینکه، همانطور که نویسنده اخیراً متوجه شد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا