پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۴:۰۱ ۴ بازديد
زندان میدستون منتقل شدند. منبع اطلاعاتی که باعث این دستگیریهای تاریخی در 27 فوریه 1798 شد، تاکنون یک راز باقی مانده است. پدر اوکوئیگلی، در حالی که در زندان بود، نامههایی نوشت که در آنها سهم خود را در توطئه اعتراف نکرد، اما اعتراف کرد که قبلاً از کوکسهاون بازدید کرده است. این شهر بخشی از طلسم شهر هامبورگ بود. ترنر، علاوه بر اینکه نماینده رسمی ایرلندیهای متحد در هامبورگ بود، از آشنایان قدیمی اوکوئیگلی در داندالک بود و بدون شک به سرعت توسط کشیش روستا مورد دعانویس درگز استقبال قرار گرفت. در اطلاعات هیوز از ترنر و اوکویگلی نام برده شده است.
آنها به یک سازمان منطقهای تعلق داشتند. هیوز پس از توصیف همکاری جادو و طلسمات تیلینگ، ترنر و لوری در سال ۱۷۹۷، اضافه میکند که کشیش کویگلی یا اوکویگلی در آن زمان او را به بیلی و بینز معرفی کردند.[41] مقالهای که آقای فرود فاش کرد و اکنون مشخص شده که متعلق به ترنر است، و نامههای دیگری از همان دست در «اسناد کسلری» نشان میدهد که نویسنده همیشه از همکاری با «طرفداران پاپ»، به ویژه کشیشها، احساس انزجار شدیدی میکرده است. «کیسی، کشیش سرخچهره و طراح دعانویس فریمان دوبلین»، یکی از مردان برجستهای بود که او در دوبلین ملاقات کرد و «احتیاط یا بزدلی» او او را منزجر میکرد.
بلافاصله پس از بازگشت اوکوگلی به لندن، مقامات را در مسیر او میبینیم. خود کشیش به تلاشی نافرجام برای دستگیری او در شب در پیکدیلی اشاره میکند.[42] آقای فرود که با این پرونده سروکار داشت، به نظر نمیرسید که ورود دوست داونشایر به لندن، در زمان دستگیریها در مارگیت، چیزی بیش از یک اتفاق تصادفی بوده باشد. با این طلسم نویس حال، واضح است که بازگشت او به لندن، اتفاقی و تصادفی نبوده است. [صفحه ۱۷]در این زمان. به یاد خواهیم آورد که او، وحشتزده و در ترس از مرگ با چاقوی قاتل، در دعانویس نظرآباد اکتبر ۱۷۹۷ به طلسم نویس هامبورگ بازگشت، پیش از آنکه پیت به پیشنهاد خیانت لرد داونشایر پاسخی بدهد.
اتفاقاً در این زمان خاص [آقای فرود مینویسد] دوست داونشایر در لندن بود و پلهام (وزیر ایرلند) از این موضوع خبر داشت. اگر دعا بتوان آن «دوست» را به لندن آورد و او را وادار جادو و طلسمات به ارائه شهادت کرد، میتوان علیه همه رهبران ایرلند متحد پروندهای تشکیل داد. میتوان آنها را طلسم نویس با قطعیت محکوم کرد و اسرار توطئه را چنان آشکار کرد که دعانویس شاهین شهر دیگر نمیتوان در مورد طلسم نویس واقعیت آن تردید کرد. با نهایت احترام، کامدن[43] التماس کرد پورتلند[44] برای اینکه به «دوست» لزوم اطاعت را القا کند. «میهنپرستی ممکن است او را طلسم وادار کند تا بر تعصب طبیعی خود غلبه کند.» اگر میهنپرستی کافی نبود، هیچ پاداشی وجود نداشت که او نباید دریافت کند.[45] دعا پاسخ پورتلند دلگرمکننده نبود: جادو و طلسمات او گفت: «این دوست بازداشت خواهد
شد. در مورد آمدنش به نزد شما، دلیلی دارم که باور کنم هیچ ملاحظهای در دنیا وجود ندارد که او را به انجام این کار وسوسه کند. او مطمئن است که به نابودی کامل خواهد رفت. بهتر است اینجا بماند و با برخی از توطئهگران اصلی مکاتبهای را آغاز کند تا از این طریق از نیات آنها مطلع شوید. اگر من راضی شوم، یا اگر شما نظر مثبت خود را بیان کنید که شهادت یا حضور دعانویس مشگین شهر این شخص توطئه را در هم میشکند یا هر خائن اصلی را به سزای اعمال خود میرساند، من و لرد داونشایر در استفاده از هرگونه نفوذی برای متقاعد کردن دوستش برای پذیرفتن هرگونه خطری برای چنین هدفی تردید جادو و طلسمات نخواهیم کرد.
اما اگر او شکست بخورد و جان خود را طلسم از دست بدهد، دیگر نمیتواند خدمتی ارائه دهد. بنابراین، پیامد چنین فداکاری را خوب بسنجید.»[46] آقای فرود پس از توصیف دستگیری پدر اوکوئیگلی، اوکانر و بینز در جادو و طلسمات مارگیت، مینویسد: اوکانر یادداشتی شتابزده به لرد ادوارد نوشت و به او گفت که نگران نباشد، هیچ اقدامی که به ضرر کسی باشد، انجام نشده است.[47] پیامرسانی که یادداشت برای او بود [صفحه ۱۸]امانتی که به او سپرده شده بود، مایه تاسف یا خیانت بود، زیرا به دست دولت افتاد. اگر اوکانر از ارتباط بین دولت و بهترین دعانویس شهر دوست لرد بهترین دعانویس شهر داونشایر خبر داشت، کمتر احساس اطمینان میکرد.
شواهدی وجود داشت، اگر فقط میتوانست ارائه شود، که هم لرد ادوارد و هم خودش را به پای چوبه دار میفرستاد. در اینجا - در پرانتز - میتوان مشاهده کرد که داونشایر وقتی از او دعا خواسته شد اطلاعاتی را که ممکن بود.
آنها به یک سازمان منطقهای تعلق داشتند. هیوز پس از توصیف همکاری جادو و طلسمات تیلینگ، ترنر و لوری در سال ۱۷۹۷، اضافه میکند که کشیش کویگلی یا اوکویگلی در آن زمان او را به بیلی و بینز معرفی کردند.[41] مقالهای که آقای فرود فاش کرد و اکنون مشخص شده که متعلق به ترنر است، و نامههای دیگری از همان دست در «اسناد کسلری» نشان میدهد که نویسنده همیشه از همکاری با «طرفداران پاپ»، به ویژه کشیشها، احساس انزجار شدیدی میکرده است. «کیسی، کشیش سرخچهره و طراح دعانویس فریمان دوبلین»، یکی از مردان برجستهای بود که او در دوبلین ملاقات کرد و «احتیاط یا بزدلی» او او را منزجر میکرد.
بلافاصله پس از بازگشت اوکوگلی به لندن، مقامات را در مسیر او میبینیم. خود کشیش به تلاشی نافرجام برای دستگیری او در شب در پیکدیلی اشاره میکند.[42] آقای فرود که با این پرونده سروکار داشت، به نظر نمیرسید که ورود دوست داونشایر به لندن، در زمان دستگیریها در مارگیت، چیزی بیش از یک اتفاق تصادفی بوده باشد. با این طلسم نویس حال، واضح است که بازگشت او به لندن، اتفاقی و تصادفی نبوده است. [صفحه ۱۷]در این زمان. به یاد خواهیم آورد که او، وحشتزده و در ترس از مرگ با چاقوی قاتل، در دعانویس نظرآباد اکتبر ۱۷۹۷ به طلسم نویس هامبورگ بازگشت، پیش از آنکه پیت به پیشنهاد خیانت لرد داونشایر پاسخی بدهد.
اتفاقاً در این زمان خاص [آقای فرود مینویسد] دوست داونشایر در لندن بود و پلهام (وزیر ایرلند) از این موضوع خبر داشت. اگر دعا بتوان آن «دوست» را به لندن آورد و او را وادار جادو و طلسمات به ارائه شهادت کرد، میتوان علیه همه رهبران ایرلند متحد پروندهای تشکیل داد. میتوان آنها را طلسم نویس با قطعیت محکوم کرد و اسرار توطئه را چنان آشکار کرد که دعانویس شاهین شهر دیگر نمیتوان در مورد طلسم نویس واقعیت آن تردید کرد. با نهایت احترام، کامدن[43] التماس کرد پورتلند[44] برای اینکه به «دوست» لزوم اطاعت را القا کند. «میهنپرستی ممکن است او را طلسم وادار کند تا بر تعصب طبیعی خود غلبه کند.» اگر میهنپرستی کافی نبود، هیچ پاداشی وجود نداشت که او نباید دریافت کند.[45] دعا پاسخ پورتلند دلگرمکننده نبود: جادو و طلسمات او گفت: «این دوست بازداشت خواهد
شد. در مورد آمدنش به نزد شما، دلیلی دارم که باور کنم هیچ ملاحظهای در دنیا وجود ندارد که او را به انجام این کار وسوسه کند. او مطمئن است که به نابودی کامل خواهد رفت. بهتر است اینجا بماند و با برخی از توطئهگران اصلی مکاتبهای را آغاز کند تا از این طریق از نیات آنها مطلع شوید. اگر من راضی شوم، یا اگر شما نظر مثبت خود را بیان کنید که شهادت یا حضور دعانویس مشگین شهر این شخص توطئه را در هم میشکند یا هر خائن اصلی را به سزای اعمال خود میرساند، من و لرد داونشایر در استفاده از هرگونه نفوذی برای متقاعد کردن دوستش برای پذیرفتن هرگونه خطری برای چنین هدفی تردید جادو و طلسمات نخواهیم کرد.
اما اگر او شکست بخورد و جان خود را طلسم از دست بدهد، دیگر نمیتواند خدمتی ارائه دهد. بنابراین، پیامد چنین فداکاری را خوب بسنجید.»[46] آقای فرود پس از توصیف دستگیری پدر اوکوئیگلی، اوکانر و بینز در جادو و طلسمات مارگیت، مینویسد: اوکانر یادداشتی شتابزده به لرد ادوارد نوشت و به او گفت که نگران نباشد، هیچ اقدامی که به ضرر کسی باشد، انجام نشده است.[47] پیامرسانی که یادداشت برای او بود [صفحه ۱۸]امانتی که به او سپرده شده بود، مایه تاسف یا خیانت بود، زیرا به دست دولت افتاد. اگر اوکانر از ارتباط بین دولت و بهترین دعانویس شهر دوست لرد بهترین دعانویس شهر داونشایر خبر داشت، کمتر احساس اطمینان میکرد.
شواهدی وجود داشت، اگر فقط میتوانست ارائه شود، که هم لرد ادوارد و هم خودش را به پای چوبه دار میفرستاد. در اینجا - در پرانتز - میتوان مشاهده کرد که داونشایر وقتی از او دعا خواسته شد اطلاعاتی را که ممکن بود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا