پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۲۷ ۴ بازديد
یکی از معدود افرادی که مگان در اوایل زندگی با او زندگی میکرد، در [صفحه ۱۲۵]از جمله صمیمیتها میتوان به «جیمز دیکسون، اهل کیلمینهام» اشاره کرد و اینکه او بارها در خانه دیکسون با مگان ملاقات کرده بود. اوکلی اضافه میکند: جادو و طلسمات «دیکسون نسبت به بسیاری از رهبران برجستهتر، اعتماد بیشتری به حزب شورشی داشت. او ریاست جلسه ایرلندیهای متحد را که برای تشکر از طلسم نویس نپر تندی به خاطر به چالش کشیدن دادستان کل تولر، که بعدها لرد نوربری شد، تشکیل شده بود، بر عهده گرفت؛ و او دو بار به اتهام همدستی در شورش زندانی شد.» اما دولت با او با ملاحظهای که شامل حال تعداد کمی از افراد دیگر میشد، رفتار کرد؛ و به دعانویس پارس آباد دلیل بیماری، به او اجازه داده شد که روزانه برای گشتهای کوتاه با
اسب از زندان کیلمینهام خارج شود.[306] با وجود عادات غیرمحسوسش، ردیابی او در گزارشهای اندک روزنامههای معاصر آسان نیست. در ۱۷ مه ۱۷۹۷، جلسهای از وکلای دادگستری برگزار شد که در آن از دولت طلسم خواسته شد «تسلیم خواستههای میانهرو مردم شود و بدین ترتیب نقشههای هر حزبی را که برای کشور خطرناک است، خنثی کند». در میان هفتاد و سه دعانویس اشنویه امضاکننده، به همراه فرانسیس مگان، تی. ای. امت، اچ. شیرز (که بعداً به دار آویخته شد)، رابرت بهترین دعانویس شهر اور، بی. بی. هاروی (فرمانده وینگار هیل در سال ۱۹۹۸ و او نیز به دار آویخته شد)، دبلیو. سمپسون، رابرت هولمز، جی.
فیلپات کوران، ال. مکنالی و بسیاری دعا دیگر از مردان محبوب، که برخی از آنها به عنوان اعضای انجمن متحد ایرلند شناخته میشدند، مانند جوزف طلسم نویس هوبند و دبلیو. نیوتن بنت، که بعداً رئیس طلسم نویس دادگستری شد، حضور داشتند.[307] بارون بعدی، اسمیت، نیز به همراه رابرت جانسون، که در سال 1806 از کرسی قضاوت برکنار شد، و جورج پونسونبی، که بعدها دعانویس تکاب لرد صدراعظم شد، آنجا هستند. در سال 1797 آنها بر سر یک چاله قرار گرفتند، اما به طور معجزه آسایی از آن جان سالم به در بردند. فرانسیس مگان در تمام طول زندگی خود را به عنوان فردی متشخص و محترم جلوه بهترین دعانویس شهر میداد.
قبل از پایان قرن گذشته، او ادعاهای محکمی برای خدمت به سرویس مخفی داشت؛ اما با توجه به طبیعت آرام و تا حدودی عصبی او، شکی ندارم که هر اطلاعاتی که ارائه میداد، حتماً از طریق هیگینز منتقل میشد. هیگینز مالک روزنامهای بود که آشکارا از طرف دولت حمایت مالی میشد. او دائماً با ... به حزب مردمی حمله میکرد. [صفحه ۱۲۶]فحاشی میکرد؛ به طوری که، جز از طریق ماگان، هیچ فرصتی برای نزدیک شدن به میهنپرستان، و حتی کمتر از آن، مکیدن مغزشان، نداشت. ادعای جادو و طلسمات من در مورد دعانویس کمال شهر مگان اولین بار در «یادداشتی بر اسناد کورنوالیس» که سی سال پیش منتشر شد، بیان شد.[308] و با کمال تعجب اکنون تمام سوءظنهایم را با نامههای خود مگان تأیید میکنم.
نامههای هیگینز به کوک دعا که ادعای خونبها برای مگان را داشتند، گواه نهایی آن چیزی است که در ابتدا صرفاً یک نظریه بود. مگان یک خبرچین از نوع مزدورترینها بود - دائماً خدمات خود را ارائه میداد و وقتی صدای جیرینگ جیرینگ سکهها قطع میشد، اطلاعات را پنهان میکرد. اولین اشاره به نام مگان در سال ۱۷۹۷ است؛ گزارشهای هیگینز به ویژه در آن تاریخ کامل هستند، بدون شک ثمره رابطه با مگان، که کاملاً مخلوق او بهترین دعانویس شهر بود. یکی از آنها، بدون تاریخ، میگوید: «چهارشنبه گذشته، جکسون، دیکسون، دعانویس فردیس مگان و گروه بزرگی در مککینلی، روبروی زندان کیلمینهام، شام خوردند.
این دو ابتدا به زندان رفتند جادو و طلسمات و پولی را که زندانیان برای آن نوشته بودند، توزیع کردند.» نامههای زیادی از پی میآید. به اندازه کافی از هیگینز تعریف شده که نشان دهد اگر خیانتی صورت گیرد، یک جاسوس به نام مگان چقدر میتواند مهم شود.[صفحه ۱۲۷] ارزش وقت گذاشتن را دارد. در 29 دسامبر 1797، او مینویسد: «جناب آقای محترم، شما در مورد م تصمیم نگرفتهاید. در چنین دوره حساس و مهمی... باید از هر اطلاعاتی برای حکومت استفاده شود.»[309] اما آیا مدرک قطعی است که «م.» به معنای مگان باشد؟ هیگینز چهار روز بعد به طلسم نویس اتهام خود بازمیگردد و اضافه میکند: «شما چیزی در طلسم مورد مگان نگفتهاید و اجازه میدهید اطلاعات او جادو و طلسمات از دستتان برود، زیرا او جادو و طلسمات قرار است به بلفاست و از آنجا
که هیگینز و مگان طلسم نمیدانستند که وکیل دموکرات، مکنالی، از قبل به عنوان جاسوس حقوق دریافت کرده است.
اسب از زندان کیلمینهام خارج شود.[306] با وجود عادات غیرمحسوسش، ردیابی او در گزارشهای اندک روزنامههای معاصر آسان نیست. در ۱۷ مه ۱۷۹۷، جلسهای از وکلای دادگستری برگزار شد که در آن از دولت طلسم خواسته شد «تسلیم خواستههای میانهرو مردم شود و بدین ترتیب نقشههای هر حزبی را که برای کشور خطرناک است، خنثی کند». در میان هفتاد و سه دعانویس اشنویه امضاکننده، به همراه فرانسیس مگان، تی. ای. امت، اچ. شیرز (که بعداً به دار آویخته شد)، رابرت بهترین دعانویس شهر اور، بی. بی. هاروی (فرمانده وینگار هیل در سال ۱۹۹۸ و او نیز به دار آویخته شد)، دبلیو. سمپسون، رابرت هولمز، جی.
فیلپات کوران، ال. مکنالی و بسیاری دعا دیگر از مردان محبوب، که برخی از آنها به عنوان اعضای انجمن متحد ایرلند شناخته میشدند، مانند جوزف طلسم نویس هوبند و دبلیو. نیوتن بنت، که بعداً رئیس طلسم نویس دادگستری شد، حضور داشتند.[307] بارون بعدی، اسمیت، نیز به همراه رابرت جانسون، که در سال 1806 از کرسی قضاوت برکنار شد، و جورج پونسونبی، که بعدها دعانویس تکاب لرد صدراعظم شد، آنجا هستند. در سال 1797 آنها بر سر یک چاله قرار گرفتند، اما به طور معجزه آسایی از آن جان سالم به در بردند. فرانسیس مگان در تمام طول زندگی خود را به عنوان فردی متشخص و محترم جلوه بهترین دعانویس شهر میداد.
قبل از پایان قرن گذشته، او ادعاهای محکمی برای خدمت به سرویس مخفی داشت؛ اما با توجه به طبیعت آرام و تا حدودی عصبی او، شکی ندارم که هر اطلاعاتی که ارائه میداد، حتماً از طریق هیگینز منتقل میشد. هیگینز مالک روزنامهای بود که آشکارا از طرف دولت حمایت مالی میشد. او دائماً با ... به حزب مردمی حمله میکرد. [صفحه ۱۲۶]فحاشی میکرد؛ به طوری که، جز از طریق ماگان، هیچ فرصتی برای نزدیک شدن به میهنپرستان، و حتی کمتر از آن، مکیدن مغزشان، نداشت. ادعای جادو و طلسمات من در مورد دعانویس کمال شهر مگان اولین بار در «یادداشتی بر اسناد کورنوالیس» که سی سال پیش منتشر شد، بیان شد.[308] و با کمال تعجب اکنون تمام سوءظنهایم را با نامههای خود مگان تأیید میکنم.
نامههای هیگینز به کوک دعا که ادعای خونبها برای مگان را داشتند، گواه نهایی آن چیزی است که در ابتدا صرفاً یک نظریه بود. مگان یک خبرچین از نوع مزدورترینها بود - دائماً خدمات خود را ارائه میداد و وقتی صدای جیرینگ جیرینگ سکهها قطع میشد، اطلاعات را پنهان میکرد. اولین اشاره به نام مگان در سال ۱۷۹۷ است؛ گزارشهای هیگینز به ویژه در آن تاریخ کامل هستند، بدون شک ثمره رابطه با مگان، که کاملاً مخلوق او بهترین دعانویس شهر بود. یکی از آنها، بدون تاریخ، میگوید: «چهارشنبه گذشته، جکسون، دیکسون، دعانویس فردیس مگان و گروه بزرگی در مککینلی، روبروی زندان کیلمینهام، شام خوردند.
این دو ابتدا به زندان رفتند جادو و طلسمات و پولی را که زندانیان برای آن نوشته بودند، توزیع کردند.» نامههای زیادی از پی میآید. به اندازه کافی از هیگینز تعریف شده که نشان دهد اگر خیانتی صورت گیرد، یک جاسوس به نام مگان چقدر میتواند مهم شود.[صفحه ۱۲۷] ارزش وقت گذاشتن را دارد. در 29 دسامبر 1797، او مینویسد: «جناب آقای محترم، شما در مورد م تصمیم نگرفتهاید. در چنین دوره حساس و مهمی... باید از هر اطلاعاتی برای حکومت استفاده شود.»[309] اما آیا مدرک قطعی است که «م.» به معنای مگان باشد؟ هیگینز چهار روز بعد به طلسم نویس اتهام خود بازمیگردد و اضافه میکند: «شما چیزی در طلسم مورد مگان نگفتهاید و اجازه میدهید اطلاعات او جادو و طلسمات از دستتان برود، زیرا او جادو و طلسمات قرار است به بلفاست و از آنجا
که هیگینز و مگان طلسم نمیدانستند که وکیل دموکرات، مکنالی، از قبل به عنوان جاسوس حقوق دریافت کرده است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا