یکشنبه ۰۳ اسفند ۰۴ | ۱۳:۵۹ ۴ بازديد
و هفته بعد، سیمپسون و شیطان اداره از آنها پیشی میگیرند. هر از گاهی هر دو همزمان ظاهر میشوند و شانه به شانه، سر برهنه، بدون کت، نفس نفس زنان و پر از نفرت، مسابقه میدهند. من چیزهای زیادی در مورد تلاشهایی که روزنامههای شما برای قرار گرفتن در خیابان اول با سیاهی لشکر انجام میدهند، شنیدهام، اما شرط میبندم که هیچوقت در اینجا رقابت به اندازه شبی که پیرمرد آیرز و سیمپسون جوان دقیقاً در یک ثانیه بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات به درب اداره پست رسیدند و دعانویس گلبهار سبدهایشان را گرفتند و خودشان را در یک مخمصه ناامیدکننده گرفتار کردند، نبوده است.
رئیس پست، فلینت، مجبور شد یک کنفرانس صلح برای حل بهترین دعانویس شهر و فصل اختلاف تعیین کند. آیرز خیلی پیر شده، و چندین سال است که ما نگران این موضوع بودهایم[صفحه ۱۶۹]آیندهاش. از زمانی که یک دولت ظالم تصمیم گرفته است که یک ناشر روزنامه باید لیست اشتراک خود را پرداخت کند یا ورشکست شود، روزگار برای آیرز بسیار سخت شده است. قبلاً میتوانست اجازه دهد یک حساب اشتراک به مدت ده سال فعال باشد و سپس یک کالسکه دست دوم یا یک چهارم گوشت گاو یا چند سنگ آسیاب با اندازه عجیب و غریب دعانویس گناباد را به عنوان علیالحساب دریافت کند.
اما اخیراً مجبور شده بهترین دعانویس شهر هر سال به ما سر بزند و البته این ما را عصبانی میکند و ما با سرعت و شدت زیادی روزنامه او را ترک دعا میکنیم. دعا نمیدانم اگر ویلسون انتخاب نمیشد، چه اتفاقی برای پیرمرد میافتاد. اما این، البته، اوضاع را برای او حل و فصل کرده است. او رئیس پست بعدی ما خواهد بود. همه این را پذیرفتهاند به جز پاش وید، امری بیلینگز، سرهنگ اکلی و سیم اسکینسون که آنها هم نامزد هستند. با این حال، دادخواست پیرمرد آیرز به اندازه بقیه روی هم رفته طولانی است و وقتی او منصوب میشود جادو و طلسمات و شروع به برداشت سالانه هزار و پانصد دلار برای توزیع میکند...[صفحه ۱۷۰]روزنامه خودش را برای مشترکانش منتشر دعانویس چناران کند، ما آهی از سر آسودگی خواهیم کشید، و فریادهای سیمپسون
موسیقی شیرینی در گوشهایمان خواهد بود. اگر دست من بود، بندی در قانون اساسی اضافه میکردم که تمام مناصب درجه سه را به ویراستاران درجه سه بدهد. این تنها شانسی است که آنها میتوانند به اندازه کافی مازاد جمع کنند تا بتوانند با کلاههایشان به یک طرف بروند و مثل بقیه مردم خرید کنند. [صفحه ۱۷۱] هشتم گروه موسیقی دریایی هومبورگ جایی که موسیقی صرف نظر از سود سهام، به خاطر ذات شیرینش گرامی داشته جادو و طلسمات میشود جیم، چیزی که شما نیویورکیها را از ما هومبرگرها خیلی جلو میاندازد این است که میتوانید هر وقت طلسم نویس دلتان خواست بیرون بروید و خودتان را در موسیقی واقعی و روحبخش غرق کنید - البته به شرطی که دعانویس سرخس قیمتش را داشته باشید و طلسم یک جادو و طلسمات دلال بلیطها را گیر نیاورده باشد، و
بتوانید شب به موقع به خانه برسید تا به موقع طلسم نویس لباس بپوشید و به شهر برگردید، و اینکه اعصاب و استقامت کافی داشته باشید تا در همان بیست و چهار ساعت چهار دور با متروی معروفتان بروید. نمیتونی بفهمی که داشتن موسیقی یعنی چی[صفحه ۱۷۲]«همیشه در حال گوش دادن» برای زائری از شهری که دو کنسرت در زمستان مثل یک تنگه است، به معنای «دائماً در حال گوش دادن» است، و جایی که تقریباً تنها سرگرمی معمول موسیقی، رفتن به کلیسا در صبح یکشنبه و شرطبندی روی جایی است که دعانویس لردگان سوپرانوی پیشکسوت گروه کر قرار است به کلید بچسبد یا در پیچهای بالا لیز بخورد.
شما به من میخندید چون نمیتوانم در مرکز دعا شهر غذا بخورم مگر اینکه با یک طلسم ویولن گاو نر تشویق شوم، و چون بلیطهای رایگان کنسرت را مثل یک سینه سرخ جوان که کرمها را میبلعد، قورت میدهم. اما اگر بیشتر عمرتان را صرف طلسم نویس گوش دادن بهترین دعانویس شهر به خانم سیم استابروک میکردید که برای دو میانی تقریباً به همان اندازه موفق میپرد که سگی برای سنجاب روی درخت گردوی آمریکایی میپرد، شما هم تا فرصت داشتید، با ملودی به اطراف میپریدید. البته منظورم این نیست که کارخانههای کنسروسازی موسیقی در اطراف ما به اندازه جاهای دیگر تجارت بزرگی ندارند.
شرط میبندم که آنها ماهانه ده بشکه شاهکارهای متنوع را برای هندلهای گرافوفون ما به هومبورگ میفرستند؛ و[صفحه ۱۷۳]زمستان گذشته، ویمبل هورن رکورد نوازندگی پیانو را با نواختن تانهاوزر در هفت دقیقه شکست. اما اگرچه این چیزها ما را آموزش میدهند و ما را قادر میسازند تا در یک
رئیس پست، فلینت، مجبور شد یک کنفرانس صلح برای حل بهترین دعانویس شهر و فصل اختلاف تعیین کند. آیرز خیلی پیر شده، و چندین سال است که ما نگران این موضوع بودهایم[صفحه ۱۶۹]آیندهاش. از زمانی که یک دولت ظالم تصمیم گرفته است که یک ناشر روزنامه باید لیست اشتراک خود را پرداخت کند یا ورشکست شود، روزگار برای آیرز بسیار سخت شده است. قبلاً میتوانست اجازه دهد یک حساب اشتراک به مدت ده سال فعال باشد و سپس یک کالسکه دست دوم یا یک چهارم گوشت گاو یا چند سنگ آسیاب با اندازه عجیب و غریب دعانویس گناباد را به عنوان علیالحساب دریافت کند.
اما اخیراً مجبور شده بهترین دعانویس شهر هر سال به ما سر بزند و البته این ما را عصبانی میکند و ما با سرعت و شدت زیادی روزنامه او را ترک دعا میکنیم. دعا نمیدانم اگر ویلسون انتخاب نمیشد، چه اتفاقی برای پیرمرد میافتاد. اما این، البته، اوضاع را برای او حل و فصل کرده است. او رئیس پست بعدی ما خواهد بود. همه این را پذیرفتهاند به جز پاش وید، امری بیلینگز، سرهنگ اکلی و سیم اسکینسون که آنها هم نامزد هستند. با این حال، دادخواست پیرمرد آیرز به اندازه بقیه روی هم رفته طولانی است و وقتی او منصوب میشود جادو و طلسمات و شروع به برداشت سالانه هزار و پانصد دلار برای توزیع میکند...[صفحه ۱۷۰]روزنامه خودش را برای مشترکانش منتشر دعانویس چناران کند، ما آهی از سر آسودگی خواهیم کشید، و فریادهای سیمپسون
موسیقی شیرینی در گوشهایمان خواهد بود. اگر دست من بود، بندی در قانون اساسی اضافه میکردم که تمام مناصب درجه سه را به ویراستاران درجه سه بدهد. این تنها شانسی است که آنها میتوانند به اندازه کافی مازاد جمع کنند تا بتوانند با کلاههایشان به یک طرف بروند و مثل بقیه مردم خرید کنند. [صفحه ۱۷۱] هشتم گروه موسیقی دریایی هومبورگ جایی که موسیقی صرف نظر از سود سهام، به خاطر ذات شیرینش گرامی داشته جادو و طلسمات میشود جیم، چیزی که شما نیویورکیها را از ما هومبرگرها خیلی جلو میاندازد این است که میتوانید هر وقت طلسم نویس دلتان خواست بیرون بروید و خودتان را در موسیقی واقعی و روحبخش غرق کنید - البته به شرطی که دعانویس سرخس قیمتش را داشته باشید و طلسم یک جادو و طلسمات دلال بلیطها را گیر نیاورده باشد، و
بتوانید شب به موقع به خانه برسید تا به موقع طلسم نویس لباس بپوشید و به شهر برگردید، و اینکه اعصاب و استقامت کافی داشته باشید تا در همان بیست و چهار ساعت چهار دور با متروی معروفتان بروید. نمیتونی بفهمی که داشتن موسیقی یعنی چی[صفحه ۱۷۲]«همیشه در حال گوش دادن» برای زائری از شهری که دو کنسرت در زمستان مثل یک تنگه است، به معنای «دائماً در حال گوش دادن» است، و جایی که تقریباً تنها سرگرمی معمول موسیقی، رفتن به کلیسا در صبح یکشنبه و شرطبندی روی جایی است که دعانویس لردگان سوپرانوی پیشکسوت گروه کر قرار است به کلید بچسبد یا در پیچهای بالا لیز بخورد.
شما به من میخندید چون نمیتوانم در مرکز دعا شهر غذا بخورم مگر اینکه با یک طلسم ویولن گاو نر تشویق شوم، و چون بلیطهای رایگان کنسرت را مثل یک سینه سرخ جوان که کرمها را میبلعد، قورت میدهم. اما اگر بیشتر عمرتان را صرف طلسم نویس گوش دادن بهترین دعانویس شهر به خانم سیم استابروک میکردید که برای دو میانی تقریباً به همان اندازه موفق میپرد که سگی برای سنجاب روی درخت گردوی آمریکایی میپرد، شما هم تا فرصت داشتید، با ملودی به اطراف میپریدید. البته منظورم این نیست که کارخانههای کنسروسازی موسیقی در اطراف ما به اندازه جاهای دیگر تجارت بزرگی ندارند.
شرط میبندم که آنها ماهانه ده بشکه شاهکارهای متنوع را برای هندلهای گرافوفون ما به هومبورگ میفرستند؛ و[صفحه ۱۷۳]زمستان گذشته، ویمبل هورن رکورد نوازندگی پیانو را با نواختن تانهاوزر در هفت دقیقه شکست. اما اگرچه این چیزها ما را آموزش میدهند و ما را قادر میسازند تا در یک
- ۰ ۰
- ۰ نظر
دعانویس صدرا