سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ ۲۳:۲۱ ۳ بازديد
نفر لازم بود تا گلگ را به نوشیدن آن وادارند. اما، ای ستارهها! به محض اینکه مایع به لبهایش رسید، جادوگر پیر بدبخت با صدای بلندی از جا پرید! طبق دستورالعمل من، قرار بود بررسی از دماغه سن آنتونیو، حد رمل دعانویس بندر گز جنوبی ورودی پلاتا، آغاز شود؛ اما به دلایل فوری دعانویس گلباف زیر، تصمیم گرفتم از سواحل جنوبی پاتاگونیا و تیرا دل فوئگو، از جمله تنگه ماگالهانس، شروع کنم. [4] در وهله اول، آنها دعانویس زمینهای بسیار جالب و بدیع را ارائه میدادند؛ و ثانیاً، آب و هوای عرضهای جغرافیایی بالاتر جنوبی بسیار شدید و دعانویس طوفانی بود، و به
نظر میرسید مواجهه با سختیهای آن در حالی که کشتیها در شرایط خوبی بودند - شیاطین در حالی که خدمه سالم بودند - و در حالی که جذابیتهای یک اقدام جدید و دشوار کاملاً قوی بود، مهم بود. دعا نویسی {2} بنابراین شماره ملا مسیر ما جنوبی بود و در عرض جغرافیایی ۴۵ درجه جنوبی، چند لیگ به سمت شمال بندر اعمال صالح سانتا جادو النا، ابتدا ساحل پاتاگونیا را دیدیم. من قصد داشتم از آن بندر بازدید کنم؛ و در روز ۲۸، لنگر انداختم و در آنجا پیاده شدم. دریانوردان باید به خاطر داشته باشند که آگاهی از جزر و مد در
بندر سانتا النا و نزدیکی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. در طول مدت عبادت کردن نسخ خطی آرامش، جزر و مد ما را به سمت صخرههایی که در امتداد ساحل قرار داشتند، هدایت کرد و کیمیاگری مجبور شدیم پیشینه تاریخی تا زمانی که نسیمی وزیدن گرفت، لنگر بیندازیم. ساحلی که از آن عبور کرده بودیم، از پوینت لوبوس تا نقطه شمال دعا شرقی بندر سانتا النا، خشک و عاری از پوشش گیاهی به نظر میرسید. هیچ درختی وجود نداشت؛ زمین به نظر میرسید دعا یک دشت مواج طولانی باشد که در ورای آن تپههای بلند و مسطح با ویژگیهای صخرهای و طلسم
شیبدار قرار داشت. ساحل توسط صخرههای سنگی که دو یا سه مایل از نقطه اوج آب امتداد داشتند، احاطه شده بود که فرشته با پایین آمدن جزر و دعانویس گالیکش مد، خشک میماندند و در بسیاری از نقاط با فکها پوشیده میشدند. به محض اینکه کشتیها را مستقر کردیم، طلسمات کاپیتان استوکس مرا در ساحل همراهی مقدس کرد تا مکانی را برای رصدهایمان انتخاب طلسم کنیم. ما محلی را که ستارهشناسان اسپانیایی سفر مالاسپینا (در سال ۱۷۹۸) برای سید و حاجی رصدخانه خود استفاده میکردند، مناسبترین مکان برای هدف ما یافتیم. این مکان نزدیک یک ساحل سنگی بسیار شیبدار در پشت یک برآمدگی
صخرهای قرمز رنگ و آشکار است که به خلیج کوچکی در ضلع غربی، در ابتدای بندر، منتهی میشود. بقایای یک لاشه کشتی که مشخص شد متعلق به یک صیاد نهنگ آمریکایی به نام دکاتور جادو سیاه نیویورک است، در انتهای همان نقطه پیدا شد. این کشتی در اثر طوفان از لنگرگاه خود به ساحل رانده شده بود. منظرهی لاشهی کشتی و شیب تند ساحل شنی ابطال کردن جادو دعانویس که شرحش رفت، که ظاهراً ناشی از حرکت مکرر دریای طوفانی بود، نظر مساعدی در مورد امنیت بندر ایجاد نکرد: اما از آنجایی که فصل بادهای شرقی که فقط لنگرگاه در معرض آن قرار
دارد، نبود و از آنجایی که ظواهر حاکی از باد غربی بود، ابجد خطری را پیشبینی دعانویس نکردیم. وقتی داشتیم با کشتی برمیگشتیم، باد چنان شدید دعا شد که رسیدن به کشتیها را با مشکل زیادی مواجه کردیم و قایقها به رمال سرعت بالا کشیده شدند و همه چیز ...{3}محکم و استوار شده بود، سپس طوفان شدیدی از جنوب دعا غربی وزید. با این حال، آب، به دلیل وزش باد از خشکی، کاملاً روان بود و کشتیها در طول شب با حاجت گرفتن خیال راحت حرکت میکردند: اما صبح روز بعد، طوفان شدت گرفت و به سمت جنوب تغییر جهت داد
که دریایی طوفانی را به احضار بندر انداخت و ما را، به عبارت دیگر، در وضعیت بسیار ناآرام قرار داد. خوشبختانه طوفان هنگام شیاطین غروب آفتاب متوقف شد. به دلیل وضعیت نامساعد هوا، هیچ دعانویس فاضل آباد کافر تلاشی برای فرود به منظور مشاهده نماز خواندن کافران خورشیدگرفتگی انجام نشد؛ مشاهده این پدیده یکی از دلایل بازدید از این بندر بود. طلسم نویس روز بعد از طوفان، در حالی که من مشغول انجام برخی مشاهدات نجومی بودم، گروهی در جستجوی شکار پرسه میزدند: اما با موفقیت کمی، زیرا آنها فقط چند اردک وحشی را کشتند. آتشی که آنها برای پخت و پز روشن کرده
بودند، دعانویس به علفهای خشک و کم پشت سرایت کرد و در عرض چند دقیقه تمام کشور در آتش مقدس سوخت. شعلهها در طول طلسم اقامت ما حرز همچنان گسترش فرشتگان مییافتند و در عرض چند روز، بیش از پانزده مایل در امتداد ساحل
نظر میرسید مواجهه با سختیهای آن در حالی که کشتیها در شرایط خوبی بودند - شیاطین در حالی که خدمه سالم بودند - و در حالی که جذابیتهای یک اقدام جدید و دشوار کاملاً قوی بود، مهم بود. دعا نویسی {2} بنابراین شماره ملا مسیر ما جنوبی بود و در عرض جغرافیایی ۴۵ درجه جنوبی، چند لیگ به سمت شمال بندر اعمال صالح سانتا جادو النا، ابتدا ساحل پاتاگونیا را دیدیم. من قصد داشتم از آن بندر بازدید کنم؛ و در روز ۲۸، لنگر انداختم و در آنجا پیاده شدم. دریانوردان باید به خاطر داشته باشند که آگاهی از جزر و مد در
بندر سانتا النا و نزدیکی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. در طول مدت عبادت کردن نسخ خطی آرامش، جزر و مد ما را به سمت صخرههایی که در امتداد ساحل قرار داشتند، هدایت کرد و کیمیاگری مجبور شدیم پیشینه تاریخی تا زمانی که نسیمی وزیدن گرفت، لنگر بیندازیم. ساحلی که از آن عبور کرده بودیم، از پوینت لوبوس تا نقطه شمال دعا شرقی بندر سانتا النا، خشک و عاری از پوشش گیاهی به نظر میرسید. هیچ درختی وجود نداشت؛ زمین به نظر میرسید دعا یک دشت مواج طولانی باشد که در ورای آن تپههای بلند و مسطح با ویژگیهای صخرهای و طلسم
شیبدار قرار داشت. ساحل توسط صخرههای سنگی که دو یا سه مایل از نقطه اوج آب امتداد داشتند، احاطه شده بود که فرشته با پایین آمدن جزر و دعانویس گالیکش مد، خشک میماندند و در بسیاری از نقاط با فکها پوشیده میشدند. به محض اینکه کشتیها را مستقر کردیم، طلسمات کاپیتان استوکس مرا در ساحل همراهی مقدس کرد تا مکانی را برای رصدهایمان انتخاب طلسم کنیم. ما محلی را که ستارهشناسان اسپانیایی سفر مالاسپینا (در سال ۱۷۹۸) برای سید و حاجی رصدخانه خود استفاده میکردند، مناسبترین مکان برای هدف ما یافتیم. این مکان نزدیک یک ساحل سنگی بسیار شیبدار در پشت یک برآمدگی
صخرهای قرمز رنگ و آشکار است که به خلیج کوچکی در ضلع غربی، در ابتدای بندر، منتهی میشود. بقایای یک لاشه کشتی که مشخص شد متعلق به یک صیاد نهنگ آمریکایی به نام دکاتور جادو سیاه نیویورک است، در انتهای همان نقطه پیدا شد. این کشتی در اثر طوفان از لنگرگاه خود به ساحل رانده شده بود. منظرهی لاشهی کشتی و شیب تند ساحل شنی ابطال کردن جادو دعانویس که شرحش رفت، که ظاهراً ناشی از حرکت مکرر دریای طوفانی بود، نظر مساعدی در مورد امنیت بندر ایجاد نکرد: اما از آنجایی که فصل بادهای شرقی که فقط لنگرگاه در معرض آن قرار
دارد، نبود و از آنجایی که ظواهر حاکی از باد غربی بود، ابجد خطری را پیشبینی دعانویس نکردیم. وقتی داشتیم با کشتی برمیگشتیم، باد چنان شدید دعا شد که رسیدن به کشتیها را با مشکل زیادی مواجه کردیم و قایقها به رمال سرعت بالا کشیده شدند و همه چیز ...{3}محکم و استوار شده بود، سپس طوفان شدیدی از جنوب دعا غربی وزید. با این حال، آب، به دلیل وزش باد از خشکی، کاملاً روان بود و کشتیها در طول شب با حاجت گرفتن خیال راحت حرکت میکردند: اما صبح روز بعد، طوفان شدت گرفت و به سمت جنوب تغییر جهت داد
که دریایی طوفانی را به احضار بندر انداخت و ما را، به عبارت دیگر، در وضعیت بسیار ناآرام قرار داد. خوشبختانه طوفان هنگام شیاطین غروب آفتاب متوقف شد. به دلیل وضعیت نامساعد هوا، هیچ دعانویس فاضل آباد کافر تلاشی برای فرود به منظور مشاهده نماز خواندن کافران خورشیدگرفتگی انجام نشد؛ مشاهده این پدیده یکی از دلایل بازدید از این بندر بود. طلسم نویس روز بعد از طوفان، در حالی که من مشغول انجام برخی مشاهدات نجومی بودم، گروهی در جستجوی شکار پرسه میزدند: اما با موفقیت کمی، زیرا آنها فقط چند اردک وحشی را کشتند. آتشی که آنها برای پخت و پز روشن کرده
بودند، دعانویس به علفهای خشک و کم پشت سرایت کرد و در عرض چند دقیقه تمام کشور در آتش مقدس سوخت. شعلهها در طول طلسم اقامت ما حرز همچنان گسترش فرشتگان مییافتند و در عرض چند روز، بیش از پانزده مایل در امتداد ساحل
- ۰ ۰
- ۰ نظر