چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۰۹:۵۵ ۳ بازديد
مسافران اولیه اسپانیایی آنها را مینامیدند، یا همانطور که بعداً (1670) توسط سر جان ناربورو دعانویس نامگذاری شدند، جزایر جهت، [104] گروهی دعانویس از چهار جزیره سنگی و برخی از صخرههای جدا شده و موجشکنها هستند که جفت روحی در مجموع فضایی به طول سه مایل را فرشته اشغال میکنند. آنها بسیار ناهموار و بیحاصل هستند و فقط برای ایجاد مکانی برای استراحت فکها و پرندگان اقیانوسی مناسب هستند. از دریای سنگین موجود در آنجا و موجهای خروشانی که معمولاً در اطراف میشکنند، فرود آمدن روی آنها به ندرت عملی است. طلسم با این حال، مقدس فکها این کار را انجام
میدهند. دعا همکار یک کشتی فک به کافر ذکر من گفت که او با یک قایق نهنگ بر روی بزرگترین آنها عبادت کردن فرود آمده و چندین هزار فک را علوم غریبه کشته است. انجیلیستها از ارتفاع کافی برخوردارند تا در هوای صاف از عرشه کشتی، در فاصله شش یا هفت لیگ دیده شوند، اما ارتفاع بالاتر ساحل در دو طرف معمولاً آن را قبل از مشاهده این جزایر قابل مشاهده میکند. «بلافاصله پس از پیشینه تاریخی دور زدن انجیلگرایان، دماغهای شیاطین مشخص شد که ظاهراً خط ساحلی شمالی را به پایان میرساند، که ما آن را «دماغه ایزابل» در نقشههای اسپانیا شیاطین
دانستیم. این دماغه، دماغهای شیبدار و صخرهای با ارتفاع زیاد است که در پایه خود تودههای سنگی ستونی جدا از هم و در قله آن یک قله و یک خطالرأس دندانهدار دارد؛ در نزدیکی آن شماره ملا جزیرهای با دعا نویسی دیوارههای شیبدار قرار دارد.»{157}که مشخص شد همان (جزیره بیگل) است دعانویس مریوان که من و ستوان اسکایرینگ سال گذشته، وقتی روی قله کیپ ویکتوری بودیم، جهت آن شماره ملا را بررسی کردیم. «در شمال دماغه ویکتوری، خشکی، خلیج عمیقی احضار را تشکیل میدهد که دماغه سانتا لوسیا دماغه شیطان شمال دعانویس شرقی آن است. ساحل دعا در این فاصله بسیار ناهموار جادو سیاه و
کوهستانی است. دماغه سانتا لوسیا را میتوان با بخشی از زمین مسطح مسطح، تقریباً یک سوم ارتفاع کوهی که از آن سرچشمه میگیرد و در وجه بیرونی خود با یک پرتگاه عمودی خاتمه رمال مییابد، متمایز کرد.» «نزدیک شدن به ساحل بین دماغههای ایزابل و سانتا لوسیا، نزدیکتر از ده مایل، خطرناک است، زیرا شیطانی در این فاصله صخرههای فرورفته زیادی فرشتگان وجود دارد که دریا فقط گاهی اوقات روی آنها میشکند. برخی از این صخرههای شکسته، همانطور که دعانویس جوزم در امتداد ساحل پیش میرفتیم، در فاصله پنج یا شش مایلی، به سمت دریا دیده شدند. وقتی از سانتا لوسیا
دور شدیم، نهنگها در اطراف ما بسیار زیاد بودند.» «منظره کلی این بخش از ساحل شبیه به ملالآورترین بخشهای مناطق ماگالهاینی است: لخت، ناهموار، صخرهای و کوهستانی، که توسط خلیجهای کوچک قطع شده و با اعمال صالح جزایر کوچک، صخرهها و موجشکنها هممرز است.» «اطلاعاتی که ما در مورد بادهای رایج در این ساحل داشتیم تعویذ بسیار اندک بود؛ با مشرکان این حال، از آنجایی که تمام آنچه میتوانستیم به دست آوریم نشان میداد که آنها از سمت شمال و شمال غربی غالب هستند، صلاح دانستم که از باد جنوبی فعلی استفاده کنم و به سمت قسمت شمالی ساحل تعیین فرشتگان
شده برای بررسی دعانویس کوهبنان خود حرکت کنم، به جای اینکه برای کاوش در خلیج بین دماغه ایزابل و دماغه سانتا لوسیا توقف کنم.» «از موقعیت جغرافیایی هنگام غروب آفتاب، [105] ما در امتداد خشکی با جادوگر نور درخشان ماه دویدیم و هر ساعت صدایی شبیه به زنگ در میآوریم؛ و هنگام روشنایی روز حدود ده مایل از جزیره مادره د دیوس فاصله داشتیم. «ما خشکی را بستیم و به کلیسا سمت شمال حرکت کردیم و در فاصله توسل حدود سه حاجت گرفتن حرز مایلی از ساحل، به سمت پایین حرکت کردیم.»{158}بین بیست و هشت تا سی و سه فاتوم، کف شنی.
هوا صاف و خوب بود و ما توانستیم مشاهدات خود را انجام دهیم و جهتها و طلسم ابطال کردن جادو زوایای لازم برای تعیین مسیر رضایتبخش در ساحل را محاسبه کنیم. «هنگام ظهر ما در عرض جغرافیایی ۵۰ درجه و ۱۲ دقیقه جنوبی بودیم و در نصفالنهار دماغه ترس جفر پونتا، که بین آن و طلسم دماغهای که از ما در ۱۳ درجه شرقی (مغناطیسی) قرار دارد و هشت مایل با ما فاصله دارد، ظاهراً یک خلیج کوچک وجود داشت: دعانویس بانه این دماغه در نقشه به عنوان دماغه ویلیام مشخص شیاطین شده است. ویژگی این سرزمین با آنچه تاکنون از آن عبور
کرده طلسمات بودیم، یکسان است، کوههای برهنه، ناهموار و صخرهای، با قلهها و پشتههای تیز و دندانهدار. از روشنایی روز تا ظهر، بیست و یک مایل در امتداد ساحل دویدیم؛ در این فاصله فقط یک خلیج کوچک دیده شد که در عرض جغرافیایی ۵۰
میدهند. دعا همکار یک کشتی فک به کافر ذکر من گفت که او با یک قایق نهنگ بر روی بزرگترین آنها عبادت کردن فرود آمده و چندین هزار فک را علوم غریبه کشته است. انجیلیستها از ارتفاع کافی برخوردارند تا در هوای صاف از عرشه کشتی، در فاصله شش یا هفت لیگ دیده شوند، اما ارتفاع بالاتر ساحل در دو طرف معمولاً آن را قبل از مشاهده این جزایر قابل مشاهده میکند. «بلافاصله پس از پیشینه تاریخی دور زدن انجیلگرایان، دماغهای شیاطین مشخص شد که ظاهراً خط ساحلی شمالی را به پایان میرساند، که ما آن را «دماغه ایزابل» در نقشههای اسپانیا شیاطین
دانستیم. این دماغه، دماغهای شیبدار و صخرهای با ارتفاع زیاد است که در پایه خود تودههای سنگی ستونی جدا از هم و در قله آن یک قله و یک خطالرأس دندانهدار دارد؛ در نزدیکی آن شماره ملا جزیرهای با دعا نویسی دیوارههای شیبدار قرار دارد.»{157}که مشخص شد همان (جزیره بیگل) است دعانویس مریوان که من و ستوان اسکایرینگ سال گذشته، وقتی روی قله کیپ ویکتوری بودیم، جهت آن شماره ملا را بررسی کردیم. «در شمال دماغه ویکتوری، خشکی، خلیج عمیقی احضار را تشکیل میدهد که دماغه سانتا لوسیا دماغه شیطان شمال دعانویس شرقی آن است. ساحل دعا در این فاصله بسیار ناهموار جادو سیاه و
کوهستانی است. دماغه سانتا لوسیا را میتوان با بخشی از زمین مسطح مسطح، تقریباً یک سوم ارتفاع کوهی که از آن سرچشمه میگیرد و در وجه بیرونی خود با یک پرتگاه عمودی خاتمه رمال مییابد، متمایز کرد.» «نزدیک شدن به ساحل بین دماغههای ایزابل و سانتا لوسیا، نزدیکتر از ده مایل، خطرناک است، زیرا شیطانی در این فاصله صخرههای فرورفته زیادی فرشتگان وجود دارد که دریا فقط گاهی اوقات روی آنها میشکند. برخی از این صخرههای شکسته، همانطور که دعانویس جوزم در امتداد ساحل پیش میرفتیم، در فاصله پنج یا شش مایلی، به سمت دریا دیده شدند. وقتی از سانتا لوسیا
دور شدیم، نهنگها در اطراف ما بسیار زیاد بودند.» «منظره کلی این بخش از ساحل شبیه به ملالآورترین بخشهای مناطق ماگالهاینی است: لخت، ناهموار، صخرهای و کوهستانی، که توسط خلیجهای کوچک قطع شده و با اعمال صالح جزایر کوچک، صخرهها و موجشکنها هممرز است.» «اطلاعاتی که ما در مورد بادهای رایج در این ساحل داشتیم تعویذ بسیار اندک بود؛ با مشرکان این حال، از آنجایی که تمام آنچه میتوانستیم به دست آوریم نشان میداد که آنها از سمت شمال و شمال غربی غالب هستند، صلاح دانستم که از باد جنوبی فعلی استفاده کنم و به سمت قسمت شمالی ساحل تعیین فرشتگان
شده برای بررسی دعانویس کوهبنان خود حرکت کنم، به جای اینکه برای کاوش در خلیج بین دماغه ایزابل و دماغه سانتا لوسیا توقف کنم.» «از موقعیت جغرافیایی هنگام غروب آفتاب، [105] ما در امتداد خشکی با جادوگر نور درخشان ماه دویدیم و هر ساعت صدایی شبیه به زنگ در میآوریم؛ و هنگام روشنایی روز حدود ده مایل از جزیره مادره د دیوس فاصله داشتیم. «ما خشکی را بستیم و به کلیسا سمت شمال حرکت کردیم و در فاصله توسل حدود سه حاجت گرفتن حرز مایلی از ساحل، به سمت پایین حرکت کردیم.»{158}بین بیست و هشت تا سی و سه فاتوم، کف شنی.
هوا صاف و خوب بود و ما توانستیم مشاهدات خود را انجام دهیم و جهتها و طلسم ابطال کردن جادو زوایای لازم برای تعیین مسیر رضایتبخش در ساحل را محاسبه کنیم. «هنگام ظهر ما در عرض جغرافیایی ۵۰ درجه و ۱۲ دقیقه جنوبی بودیم و در نصفالنهار دماغه ترس جفر پونتا، که بین آن و طلسم دماغهای که از ما در ۱۳ درجه شرقی (مغناطیسی) قرار دارد و هشت مایل با ما فاصله دارد، ظاهراً یک خلیج کوچک وجود داشت: دعانویس بانه این دماغه در نقشه به عنوان دماغه ویلیام مشخص شیاطین شده است. ویژگی این سرزمین با آنچه تاکنون از آن عبور
کرده طلسمات بودیم، یکسان است، کوههای برهنه، ناهموار و صخرهای، با قلهها و پشتههای تیز و دندانهدار. از روشنایی روز تا ظهر، بیست و یک مایل در امتداد ساحل دویدیم؛ در این فاصله فقط یک خلیج کوچک دیده شد که در عرض جغرافیایی ۵۰
- ۰ ۰
- ۰ نظر