چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۲۴ ۲ بازديد
دختر جوان و نسبتاً خوشقیافه او بودند که ما در شیاطین حالی که منتظر استقبال گرم ارواح رئیس قبیله از خود بودیم، فرصت داشتیم تا شخصیت و لباس آنها کافر را بررسی کنیم. آنها یک ابجد شنل یا روپوش از جنس کتان سبز پوشیده بودند که بدن را از گردن تا پاها کیمیاگری میپوشاند و از سینه با یک تاپ یا توپو جفت روحی [170] (یک سنجاق نقرهای یا سیخ که با یک نماز خواندن صفحه نقرهای گرد به قطر سه اینچ سر شده است) بسته شده طلسم بود که یک رشته مهره شیطان از آن آویزان بود. موهای آنها جفر که
به طرز چشمگیری ظریف و تمیز و همچنین مرتب بود، به دو دم بافته شیاطین شده («ترنسا») تقسیم شده بود و پیشانی آنها با یک فیله پهن که با علوم غریبه مهرهها کار شده بود، تزئین شده بود. [171] آنها همچنین گردنبند، دستبند، گوشواره و خلخال از جنس مشابه میپوشیدند. پس از حاجت گرفتن اعلام نامهایمان به پینولئو، او برای استقبال از دعا ما به در آمد و از طلسم نویس ما دعوت کرد وارد شویم. او برخی از اعضای گروه ما را شناخت و از ملاقات آنها خوشحال به نظر میرسید. ما زود رسیده جادو بودیم و او را هوشیار یافتیم؛ اما
از ظاهر پف کرده و نحیفش، به نظر میرسید که دعانویس مدت زیادی در آنجا فرشتگان نبوده است. به محض ورود به دین کلبه، تعدادی از سرخپوستان را دیدیم که علوم غریبه به سختی هوشیار بودند و دور دیوارها نشسته بودند. مقداری شراب کدر در یک فنجان نقرهای به ما تعارف شد که در حین عبور جرعهای از آن نوشیدیم. اما آخرین دعانویس بندر ترکمن نفر از گروه ما که میدانست برگرداندن فنجان بدون خالی کردن آن توهین دعانویس محسوب میشود، مجبور شد محتویات آن را بنوشد و معجون تلخی بود. پینولئو در آن زمان چاق و نسبتاً چاق بود، قدی معادل یک
متر و هشتاد سانتیمتر داشت، چهرهاش از عموم هموطنانش روشنتر بود و بخش زیادی از موهایش ریخته بود. او سرخپوست را کنار گذاشته بود. {310}لباس و ردای اسپانیایی، شامل ابطال کردن جادو پیراهن و شلوار، را به شیوهای بسیار نامرتب به تن داشت. او اسپانیایی را به راحتی صحبت میکرد و در مکالمه کاملاً راحت به نظر میرسید. او در ارتش شیلی درجه سرهنگ دومی دارد و به عنوان نوکر طلسم دوستیاش حقوق دریافت مشرکان میکند. یک دیدار بسیار کوتاه برای ارضای ما کافی بود و ما از اولین فرصت برای استراحت استفاده رمل کردیم، زیرا از نوشیدن یک فنجان شراب دیگر
میترسیدیم. هنگام ترک کلبه، برخی از پیروان او که درخواست پول میکردند، ما را محاصره کردند. محله هندیها تمام روز صحنه مستی است. با این حال، زنان از آسیب طلسم رساندن به جادو سیاه خود منع میشوند. آنها کوشا و تمیز هستند و عمدتاً به تولید پانچو مشغولند. این هندیها اغلب سید و حاجی دعانویس سقز با قبایل دعاگر دیگری که در ضلع جنوبی رودخانه بیو-بیو زندگی میکنند و هرگز توسط سفیدپوستان فتح نشدهاند، در توسل جنگ دعانویس هستند و به این موضوع افتخار میکنند.( چ ) این آراوکانیاییها به هیچ وجه نباید مورد تحقیر قرار گیرند. کاسیک همزاد ماریلوآن، [172] که در نزدیکی
سن کارلوس، در بیو-بیو ساکن است، سیصد مرد جنگجو تحت فرمان خود دارد؛ و با نفوذی که بر کاسیکهای همسایه دارد، میتواند بیش از هزار مرد را به میدان نبرد بیاورد. به مناسبت انقلابی ذکر در شیلی، کاسیکهای آراوکانیایی هیئتی از رؤسا را برای تحقیق در مورد علت این ناآرامیها، که از آن مطلع شده بودند، اعزام کردند. آنها ابتدا مترجمی خواستند و اجنه غیر مسلمان به او هشدار دادند که ترجمهای دعا واقعی و تحتاللفظی از سخنانشان ارائه دهد؛ مقدس و سپس نطقی طولانی ایراد کردند که در آن علت بازدید خود را توضیح دادند و اعلام کردند که در صورت
نیاز به کمک دوستانشان، برای اخراج دشمن خارجی، حاضر به کمک به شماره ملا آنها هستند. اما اگر مشکلات فقط ناشی از نزاعها و اختلافات احزاب باشد، آنها نقش فعالی رمال نخواهند داشت. سپس به آنها فهمانده شد که یک گروه تلاشی برای زمین زدن گروه دیگر انجام داده است، و در نتیجه آنها از کمک به هیچ یک از آنها خودداری دعانویس لنده کردند. کنفرانس که تمام شد، برخی از اسبها{311}ذبح و پوست کنده شدند. گودالهای بزرگی کنده شد و پوستها در آنها قرار داده شدند تا جایگزین ظروفی شوند که بشکههای شراب در دعانویس دیواندره آنها ریخته دعا میشد و سرخپوستان
جشن گوشت اسب و شراب گلآلود خود را آغاز کردند که آنها را به سرعت به حالت هیجان و مستی انداخت، که چند ساعت پس از نوشیدن کامل شراب ادامه داشت. در دعانویس این محله، کاج آراوکانی ( Araucaria imbricata ) یافت میشود، اما
به طرز چشمگیری ظریف و تمیز و همچنین مرتب بود، به دو دم بافته شیاطین شده («ترنسا») تقسیم شده بود و پیشانی آنها با یک فیله پهن که با علوم غریبه مهرهها کار شده بود، تزئین شده بود. [171] آنها همچنین گردنبند، دستبند، گوشواره و خلخال از جنس مشابه میپوشیدند. پس از حاجت گرفتن اعلام نامهایمان به پینولئو، او برای استقبال از دعا ما به در آمد و از طلسم نویس ما دعوت کرد وارد شویم. او برخی از اعضای گروه ما را شناخت و از ملاقات آنها خوشحال به نظر میرسید. ما زود رسیده جادو بودیم و او را هوشیار یافتیم؛ اما
از ظاهر پف کرده و نحیفش، به نظر میرسید که دعانویس مدت زیادی در آنجا فرشتگان نبوده است. به محض ورود به دین کلبه، تعدادی از سرخپوستان را دیدیم که علوم غریبه به سختی هوشیار بودند و دور دیوارها نشسته بودند. مقداری شراب کدر در یک فنجان نقرهای به ما تعارف شد که در حین عبور جرعهای از آن نوشیدیم. اما آخرین دعانویس بندر ترکمن نفر از گروه ما که میدانست برگرداندن فنجان بدون خالی کردن آن توهین دعانویس محسوب میشود، مجبور شد محتویات آن را بنوشد و معجون تلخی بود. پینولئو در آن زمان چاق و نسبتاً چاق بود، قدی معادل یک
متر و هشتاد سانتیمتر داشت، چهرهاش از عموم هموطنانش روشنتر بود و بخش زیادی از موهایش ریخته بود. او سرخپوست را کنار گذاشته بود. {310}لباس و ردای اسپانیایی، شامل ابطال کردن جادو پیراهن و شلوار، را به شیوهای بسیار نامرتب به تن داشت. او اسپانیایی را به راحتی صحبت میکرد و در مکالمه کاملاً راحت به نظر میرسید. او در ارتش شیلی درجه سرهنگ دومی دارد و به عنوان نوکر طلسم دوستیاش حقوق دریافت مشرکان میکند. یک دیدار بسیار کوتاه برای ارضای ما کافی بود و ما از اولین فرصت برای استراحت استفاده رمل کردیم، زیرا از نوشیدن یک فنجان شراب دیگر
میترسیدیم. هنگام ترک کلبه، برخی از پیروان او که درخواست پول میکردند، ما را محاصره کردند. محله هندیها تمام روز صحنه مستی است. با این حال، زنان از آسیب طلسم رساندن به جادو سیاه خود منع میشوند. آنها کوشا و تمیز هستند و عمدتاً به تولید پانچو مشغولند. این هندیها اغلب سید و حاجی دعانویس سقز با قبایل دعاگر دیگری که در ضلع جنوبی رودخانه بیو-بیو زندگی میکنند و هرگز توسط سفیدپوستان فتح نشدهاند، در توسل جنگ دعانویس هستند و به این موضوع افتخار میکنند.( چ ) این آراوکانیاییها به هیچ وجه نباید مورد تحقیر قرار گیرند. کاسیک همزاد ماریلوآن، [172] که در نزدیکی
سن کارلوس، در بیو-بیو ساکن است، سیصد مرد جنگجو تحت فرمان خود دارد؛ و با نفوذی که بر کاسیکهای همسایه دارد، میتواند بیش از هزار مرد را به میدان نبرد بیاورد. به مناسبت انقلابی ذکر در شیلی، کاسیکهای آراوکانیایی هیئتی از رؤسا را برای تحقیق در مورد علت این ناآرامیها، که از آن مطلع شده بودند، اعزام کردند. آنها ابتدا مترجمی خواستند و اجنه غیر مسلمان به او هشدار دادند که ترجمهای دعا واقعی و تحتاللفظی از سخنانشان ارائه دهد؛ مقدس و سپس نطقی طولانی ایراد کردند که در آن علت بازدید خود را توضیح دادند و اعلام کردند که در صورت
نیاز به کمک دوستانشان، برای اخراج دشمن خارجی، حاضر به کمک به شماره ملا آنها هستند. اما اگر مشکلات فقط ناشی از نزاعها و اختلافات احزاب باشد، آنها نقش فعالی رمال نخواهند داشت. سپس به آنها فهمانده شد که یک گروه تلاشی برای زمین زدن گروه دیگر انجام داده است، و در نتیجه آنها از کمک به هیچ یک از آنها خودداری دعانویس لنده کردند. کنفرانس که تمام شد، برخی از اسبها{311}ذبح و پوست کنده شدند. گودالهای بزرگی کنده شد و پوستها در آنها قرار داده شدند تا جایگزین ظروفی شوند که بشکههای شراب در دعانویس دیواندره آنها ریخته دعا میشد و سرخپوستان
جشن گوشت اسب و شراب گلآلود خود را آغاز کردند که آنها را به سرعت به حالت هیجان و مستی انداخت، که چند ساعت پس از نوشیدن کامل شراب ادامه داشت. در دعانویس این محله، کاج آراوکانی ( Araucaria imbricata ) یافت میشود، اما
- ۰ ۰
- ۰ نظر